ساریناسارینا، تا این لحظه: 12 سال و 11 ماه و 1 روز سن داره

سارینا فرشته آسمونی مامان و بابا

خانم خرگوشه

سلام من خانم خرگوشه دوست سارینا هستم . من و مامان مهناز سارینا امسال عید از شیراز برای سارینا سوغاتی آورد. سارینا من و خیلی دوست داره هرجا می ره منم می بره .من این شکلی نبودم هم پا داشتم هم یه طبل خوشگل که برای سارینا می زدم اونم میخندید اما طولی نکشید که سارینا خانم هم پاهام و کند هم طبل و گم کرد من اولین اسباب بازیی هستم که سارینا اونو خراب کرد. اما هنوزم جز بهترین اسباب بازیهای سارینا هستم ...
4 تير 1393

رویا

دوستي به نام مونتي رابرتز دارم، كه صاحب يك مرتع پرورش اسب در سان سيدرو است. بار آخري كه آنجا بودم پس از معرفي كردن من به مهمانان گفت: بگذاريد بهتان بگويم چرا به جك اجازه مي‌دهم از خانه‌ام استفاده كند . داستانش به مرد جواني بر مي‌گردد. او پسريك مربي اسب بود كه از اصطبلي به اصطبل ديگر و از مزرعه‌اي به مزرعه ديگر مي‌رفت و اسب پرورش مي‌داد. به همين خاطر تحصيلات دبيرستاني پسر مدام با وقفه مواجه ميشد . يك روز در مدرسه از پسر خواستند در مورد اين كه دوست دارد در آينده چه كاره شود بنويسد . آن شب او اهداف زندگي‌اش و اين كه مي‌خواهد صاحب يك مرتع پرورش اسب شود را در هفت صفحه شرح داد. او روياهايش را با جزييا...
2 تير 1393

دختر نازم

عزیز دلم دختر نازم! چند وقته با دستهای کوچولویت صورت من و لمس میکنی یه کار شبیه ناز کردن من عاشق این کارتم وقتی شیر می خوری انگشتات و می کنی تو دهنم  یا پات و می آری بالا و شصت پات و می گیری کارهات بامزه شده وقتی تو روروک میشینی 180 درجه بر می گریدی تا من و ببینی بعد هم میخندی من عاشق خند ه هاتم  بهم انرژی می ده خستگی یادم می ره الانم که دندون داری وقتی می خندی مرواریدهات معلوم می شه آخ که نفسم میره   چهار دست و پا که راه میری خیلی بانمکی عاشق کنترل تلویزیونی هر جا ببینی با سرعت خودتو میرسونی بهش تا برداریش   یاد گرفتی می گی ایا ، اد ، ده ه  هر چی بزرگتر می شی شیرین کاریتم بیشتر می شه من بهت...
1 تير 1393